Wednesday, September 3, 2008

اعلام حمایت انجمن های اسلامی سراسر کشور از دانشجویان هویت طلب بازداشتی دانشگاه تبریز





اعلام حمایت انجمن های اسلامی سراسر کشور از دانشجویان هویت طلب بازداشتی دانشگاه تبریز

چهارشنبه ۱٣ شهريور ۱٣٨۷ - ٣ سپتامبر ۲۰۰٨

خبرنامه امیرکبیر: ۳۱ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های کشور در نشست سالانه ی دفتر تحکیم وحدت طی بیانیه ای، ضمن محکوم نمودن بازداشت های خودسرانه فعالین هویت طلب دانشگاه تبریز، حمایت خود را از دانشجویان دانشگاه تبریز اعلام داشتند.

متن این بیانیه مشترک به شرح زیر می باشد:

با شروع فصل تابستان و تعطیلی دانشگاه ها، دولت نهم در راستای سیاست های خود مبنی بر انسداد فضای سیاسی دانشگاه ها و به وجود آوردن همگنی فکری و عقیدتی در دانشگاهها، با برخورد گسترده و دامنه دار با دانشگاهها یی که در طول سال گذشته به کانون اعتراضات دانشجویی و پیگیری مطالبات مدنی و صنفی بر حق بوده اند، عدم تحمل و مدارای خود را به رخ همگان کشید.

در این میان دانشگاه تبریز شاهد نوع پیچیده تری از برخوردها بوده است، دخالت نهاد های امنیتی در مسائل آموزشی دانشجویان هویت طلب که منجر به محرومیت از تحصیل ۴ نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز، نادر مهد قره باغ، ناهید بابازاده، امین امامی و صمد پاشایی و نیز جلوگیری از برگزاری جلسه ی دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشد مهندس سجاد رادمهر، تنها بخشی از مهرورزی دولت نهم با دانشگاه تبریز بوده است.

بازداشت های خودسرانه مهندس سجاد رادمهر، فراز زهتاب، آیدین خواجه ای،امیر مردانی، مهندس منصور امینیان و مقصود عهدی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز نشان از عزم راسخ دولت نهم در مقابله با جریان هویت طلبی و واهمه ی آنان از طرح مطالبات به حق و مدنی مردم آذربایجان دارد.

ما انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور، ضمن محکوم کردن بازداشت های خودسرانه فعالین هویت طلب دانشگاه تبریز، خواستار آزادی هرچه سریعتر دانشجویان در بند و رفع پلمپ دفاتر انجمن اسلامی دانشگاه تبریز هستیم.

۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم
۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود
۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام
۵- مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
۶- انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
۸- انجمن اسلامی دانشجویان همدان
۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر
۱۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
۱۱- فراکسیون مدرن انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاههای فردوسی مشهد و علوم پزشکی
۱۲- انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی شیراز
۱۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
۱۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
۱۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
۱۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز
۱۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
۱۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی
۱۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران
۲۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه
۲۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان
۲۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند
۲۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی
۲۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان
۲۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی
۲۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه عباسپور
۲۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
۲۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان
۲۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان
۳۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران
۳۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی


نگاهی به وضعیت فعالان دانشجویی دانشگاه تبریز در یک سال گذشته


نگاهی به وضعیت فعالان دانشجویی دانشگاه تبریز در یک سال گذشته

شنبه 9 شهريور ۱٣٨۷ - 30اوت ۲۰۰٨خبرنامه امیرکبیر: سال تحصیلی گذشته برای فعالان مدنی، اجتماعی و حقوق بشر در دانشگاه ها و خصوصا فعالان دانشجویی، سالی پر مخاطره و پر از حوادث ناشی از اعمال خشونت حاکمیت در فضای علمی و روشن دانشگاه بود. متن زیر جمع بندی حوادث پیش آمده بر فعالان دانشجویی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی گذشته (۸۶-۸۷) می باشد.سال۸۶روز سه شنبه ۸ خرداد (سال ۸۶) کمیته انضباطی دانشگاه تبریز دانشجویان زیر را به این کمیته احضار کرد: وحید دهقانی، فراز زهتاب، آیدین خواجه ای، مقصود عهدی، منصور امینیان، هادی بهادری، آیدین غفارنژاد، ابراهیم زینالی، امین امامی، علی داور، بابک رحمتی، نعیم احمدی، ناهید بابازاده، بهنام زالی و صمد پاشایی.در این ایام، مجوز نشریه “آذربایجان شناسی” نشریه ی داخلی و رسمی کانون آذربایجان شناسی دانشگاه تبریز، از سوی مسئولین این دانشگاه به مدت ۱ سال به حالت تعلیق در آمد.روز ۹ تیر ماه ۸۶ کمیته انضباطی دانشگاه تبریز ۱۴ تن از فعالین دانشجویی آذربایجان در این دانشگاه را به تعلیق از تحصیل محکوم کرد. در این روز کمیته انضباطی این دانشگاه فعالین دانشجویی هویت طلب ترک به نامهای بابک رحمتی (مدیر مسئول نشریه دانشجویی گونش)، منصور امینیان (مسئول تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی فنی)، هادی بهادری (دبیر کانون آذربایجان شناسی)، ابراهیم زینالی (مدیر مسئول نشریه کانون آذربایجان شناسی)، وحید دهقانی (مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی فنی)، فراز ذهتاب (عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند)، آیدین خواجه ای (عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند)، مقصود عهدی (عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند)، علی داور (دانشجوی مهندسی برق)، امین امامی (عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند)، آیدین غفارنژاد (عضو شورای مرکزی کانون آذربایجان شناسی) و نعیم احمدی (مسئول تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی علوم طبیعی) را به دو ترم تعلیق از تحصیل و حامد توفیق (دبیر سیاسی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی)، و بهنام زالی (مسئول تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی کشاورزی) را به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم کرد. همچنین کمیته انضباطی دانشگاه تبریز پرونده مقصود عهدی را به کمیته مرکزی انضباطی وزارت علوم (مرکز) ارسال نمود.در روز ۳۰ آبان ماه ۸۶ سرانجام مسئولین دانشگاه تبریز توانستند با فشار های غیر اخلاقی خود، انجمن ادبی _فرهنگی سهند را به تعطیلی بکشانند. انجمن ادبی سهند در زیر فشار حراست و مخالفت های مسئولین، بعد از اندکی تاخیر از اواخر مهر در حال برگزاری بود که بعد از برگزاری ۴ جلسه، زیر این فشارها و احضارها به تعطیلی کشانده شد.در روز اول بهمن ۸۶ دادگاه محاکمه دانشجویان هویت طلب تبریز به نام های حسین یوسفی و غفور حبیب پور برگزار گردید.(احکام صادره برای این دانشجویان ۶ ماه حبس تعزیری می باشد)سال ۸۷مقارن ظهر یکشنیه ۲۲ اردیبهشت ماه، دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به اعمال فشار بر دانشجویان و اقدام حراست و رئیس این دانشگاه در تعلیق و اخراج از دانشگاه فعالین دانشجویی (به دلیل کارشکنی های مسئولین این دانشگاه در برگزاری جلسه دفاعیه سجاد رادمهر از پایان نامه کارشناسی ارشد)، دست به تحصن زدند که پس از ساعاتی با قبول خواسته های دانشجویان از طرف مسئولین دانشگاه به این تحصن پایان داده شد.همچنین در سال ۸۷ سازمان سنجش از صدور کارنامه برای ۴ تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به نامهای صمد پاشایی، امین امامی، ناهید بابازاده و نادر مهد قره باغ خودداری کرده و این دانشجویان را از حق تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم نمود…در پی اعتراضات دانشجویان دانشگاه تبریز نسبت به مسائل دانشجویان ستاره دار و اقدامات غیرقانونی حراست، ۳۷ تن از دانشجویان به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند.مسئولین، تحصن محدود روز ۶ تیر را دلیل احضار بی سابقه ۳۷ نفر عنوان کرده اند. روز پنج شنبه ۶ تیر، تجمع اعتراض آمیز در خوابگاه شهرک امام، در اعتراض به کارشکنی های مسئولین حراست دانشگاه که با ایجاد اختلاف بین دانشجویان قومیت های مختلف، قصد تفرقه افکنی بین دانشجویان را داشتند، برگزار شده بود.نهادهای امنیتی دانشگاه با دستاویز قرار دادن تحصن ۶ تیر، افرادی را به کمیته انضباطی فرا خوانده اند که حتی در محل تجمع نیز حاضر نبوده و از فعالین دانشجویی محسوب می گردند.در حالی که روز یکشنبه ۱۶ تیر، تاریخ احضار دانشجویان عنوان شده بود که شنبه ۱۵ تیر، امتحانات تمامی دانشکده های دانشگاه تبریز به پایان رسید.در حکم کمیته انضباطی “توهین به شعائر اسلامی و ملی و اقدام علیه نظام جمهوری اسلامی” و “ایجاد وقفه در نظم خوابگاه” به عنوان اتهام برای او قید شده اند. اما به نظر می رسد عامل اصلی محکومیت او، اقدامات و اعتراضات اخیر وی در راستای دفاع از حق مسلم خود برای ادامه تحصیل می باشد.احکام انضباطی دانشجویان، محرومیت از تسهیلات رفاهی و خوابگاه و نیز توبیخ کتبی با درج در پرونده می باشد.۱- منصور امینیان(تاریخ دستگیری ۳۰ مرداد۸۷)منصور امینیان از فعالین هویت طلب با سابقه در دانشگاه تبریز می باشد. او دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشکده فنی، سردبیر نشریه ستارخان و عضو هیئت تحرییه نشریات دانشجویی، چون آراز و اوزلوک در دانشگاه تبریز، می باشد.وی متولد ۱۳۶۳ و دانشجوی کارشناسی مکانیک در دانشگاه تبریز می باشد و دوره کارشناسی را نیز در دانشگاه تبریز گذرانده است.منصور امینیان در جریان تحصن های خرداد ۸۶ تبریز به کمیته انضباطی احضار شده به دلیل فارغ التحصیلی، محکومیت یک ترم محرومیت وی در حکم ثانویه به “اخطار کتبی و درج در پرونده” تبدیل شد.۲- مقصود عهدی(تاریخ دستگیری ۳۰ مرداد)وی عضو شورای انجمن اسلامی دانشکده انسانی، عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند و عضو هیئت تحریریه ی نشریات دانشجویی همچون ستار خان و چیلتیک می باشد.عهدی به دلیل تحصن های خرداد ۸۶ و همچنین برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشکده انسانی و سخنان وی در محکومیت تیراندازی ماموران امنیتی به سمت معترضان خرداد ۸۵ تبریز، در تریبون آزاد سال ۸۶ به کمیته انضباطی فراخانده می شود و پرونده ی وی به کمیته انضباطی کل در تهران جهت صدور حکم فرستاده می شود. با فرستاده شدن پرونده مقصود عهدی به کمیته انضباطی مرکز، بیم اخراج وی از دانشگاه مطرح می شود ولی در نهایت او به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم می شود که در حکم تجدید نظر یک ترم آن به حالت معلق در می آید.وی ترم اول سال تحصیلی ۸۶-۸۷ را در محرومیت از تحصیل سپری می کند و به دنبال آن، حضورش در محوطه دانشگاه ممنوع می شود.۳-امیر مردانی(تاریخ دستگیری ۲۳ مرداد)امیر مردانی دانشجوی ترم آخر رشته برق دانشگاه تبریز، سابقه یکبار دستگیری دیگر را در اول مهر ماه سال ۸۵ را در رابطه با اعتراضات در مورد ممنوعیت زبان مادری در مدارس را نیز دارد.۴-سجاد رادمهر(تاریخ دستگیری ۲۷ تیر)سجاد رادمهر عضو سابق شورای انجمن اسلامی دانشکده فنی دانشگاه تبریز، عضو هیئت نظارت کانون نشریات دانشجویی آذربایجان، سردبیر نشریات دانشجویی توقیف شده “آراز” و ” اؤزلوک”، عضو شورای انجمن ادبی سهند به مدت شش سال، می باشد.وی سابقه محرومیت از امکانات رفاهی و خوابگاهی دانشگاه تبریز به مدت ۴ ترم در دوره کارشناسی، همچنین منع موقت از تحصیل به مدت یک ترم در نیمسال دوم سال تحصیلی ۸۶-۸۷ به دلیل اعتصاب غذا و اخلال در نظم دانشگاه که طی حکم کمیته بدوی انضباطی دانشگاه تبریز، صادر شده است.۵-فراز ذهتاب(تاریخ دستگیری ۲۷ تیر)دانشجوی رشته حقوق و عضو انجمن اسلامی دانشکده علوم انسانی که پیشتر به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.۶-آیدین خواجه ای(تاریخ دستگیری ۲۷ تیر)دانشجوی رشته حقوق و عضو انجمن اسلامی دانشکده علوم انسانی که پیش از این به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.۷-داریوش حاتمی(تاریخ دستگیری ۲۷ تیر)وی افسر وظیفه ارتش است و احتمالا به دلیل دوستی با سجاد رادمهر و هم منزل بودن با وی دستگیر شده است.حاتمی در سالهای ۸۱ و ۸۳ نیز بازداشت شده بود که در سال ۸۳ نیز به ۱ سال حبس محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر به ۴ ماه تقلیل یافت.http://www.autnews.eu/archives/1387,06,00011858

Thursday, July 31, 2008

1387 GÜNEŞ İLİNİN İLK DÖRD AYİNDA ÖYRENCİ SİTESİNİN AZERBAYCANDA İNSAN HAQLARİNA AYİ RAPORU



گزارش سایت اویرنجی از وضعیت حقوق بشر در آذربایجان، طی 4 ماه نخست سال ۱۳۸۷
سال ۱۳۸۷ نیز همچون سالهای قبل برای فعالین حرکت ملی آذربایجان سالی پر تب و تاب به شمار می رود. این فعالین طی مدت ۴ ماهه سپری شده (تا آخر تیرماه) از این سال تحت فشارهای شدید نیروهای امنیتی قرار گرفته و موارد متعدد نقض حقوق بشر طی این مدت انجام گرفته است. این نوشته گزارش مشروحی از موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان می باشد که از آغاز سال ۱۳۸۷ صورت گرفته است.در این سال بیش از ۱۵۰ مورد بازداشت، نزدیک به ۳۰ مورد احضار به دادگاه، ۶ مورد اعتصاب غذا، ۲ مورد قتل توسط نیروهای امنیتی، ۸۸ مورد احضار به کمیته های انظباطی، ۶ مورد محرومیت از تحصیل، ۸ مورد ممنوعیت انتشار نشریه، ۳ مورد لغو مجوز نهادهای مدنی و فرهنگی، ۱ مورد هجوم به خوابگاه دانشجویی و ۱ مورد اخراج از کار در آذربایجان رخ داده است.سایت جنبش دانشجوئی آذربایجان اویرنجی (http://www.oyrenci.com/) امید دارد با ارائه این گزارش توجه نهادهای حقوق بشر را نسبت به نقضهای متعدد حقوق بشر در آذربایجان جلب کند.بازداشت1- چهار تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان در اردبیل بنامهای رحیم گلابی٬ جعفر تقوی٬ جعفر موذن و توحید... که روز ۲۰ اسفند ۸۶ توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شده بودند در روز 5 فروردین ماه هر کدام به قید وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد شدند.2- رحیم غلامی روزنامه نگار و فعال فرهنگی، حوالی ظهر پنج‌شنبه ۲۲ فروردين ، در منزل پدری خود توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل بدون ارائه حکم جلب دستگیر شده و اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است. نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کامپیوتر و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را نیز با خود بردند. وی روز چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ماه به قید وثیقه سنگین ۳۰۰ میلیون ریالی به طور موقت از زندان مرکزی اردبیل آزاد شد.3- اردشیر کریمی خیاوی، قائم مقام انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل و صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه دانشجویی خزر، مهدی کیانی دبیر سابق انجمن شعر و ادب "بیلیم" دانشگاه پیام نور اردبیل و آیدین قره باغی سه دانشجوی دانشگاه آزاد اردبیل روز پنجشنبه ۲۲ فروردین توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل بدون ارائه حکم جلب دستگیر شدند. نیروهای امنیتی پس از تفتیش و بازرسی خانه، کتابها و کامپیوتر شخصی آنها را نیز با خود برده اند. اردشیر کریمی خیاوی روز دهم اردیبهشت ماه ، پس از تحمل 20 روز حبس توام با شکنجه، به قید وثیقه 300 میلیون ریالی آزاد شد.4- روز پنجشنبه ۲۲ فروردین ماه، ماموران اطلاعاتی و امنیتی اردبیل با حمله به منزل دو تن دیگر از فعالین هویت طلب اردبیلی اقدام به بازداشت آنها کرده است. بهروز علیزاده ۲۰ ساله و ودود سعادتی ۳۱ ساله فعالانی هستند که بدون ارائه حکم جلب دستگیر شده اند. این دو فعال سیاسی چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ماه به قید وثیقه های سنگین ۳۰۰ میلیون ریالی به طور موقت از زندان مرکزی اردبیل آزاد شدند.5- خانم رقیه علیزاده همسر آقای عباس لسانی، زندانی سیاسی آذربایجانی ۱ بامداد شنبه ۲۴ فروردين ۱٣٨۷از طرف اداره اطلاعات شهرستان اردبیل بدون ارائه حکم جلب دستگیر شد. نیروهای امنیتی پس از تفتیش و بازرسی خانه، کتابها و کامپیوتر شخصی آنها را نیز با خود بردند. روزهای قبل از آن نیز اداره اطلاعات اردبیل خانم لسانی را تهديد کرده بود که درمورد وضعيت همسرش در زندان نبايد با رسانه ها و فعالان حقوق بشر صحبت کند، در غير اين صورت وی نيز بازداشت خواهد شد. وی پس از 12 ساعت بازجویی توسط نیروهای امنیتی آزاد شد.6- عسگر اکبرزاده، فعال دانشجوئی آذربایجانی که از تاریخ ۴ اسفند ماه ۸۶ در زندان اردبیل به سر می برد٬ با اتمام دوره حبس خود چهارشنبه ۲۸ فروردین۱٣٨۶ از زندان آزاد شد. اکبرزاده که دانشجوی رشته شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل می باشد در طی دوران زندان خود تحت شرایط بدی بسر می برد. نیروهای امنیتی وی را روز ۲۳ اسفند از زندان اردبیل به یکی از بازداشتگاههای وزارت اطلاعات این شهر منتقل و تحت شکنجه های مختلف فیزیکی و روحی قرار داده بودند. او در این مدت 5 روز دست به اعتصاب غذا زد.7- صبح روز دوشنبه ۹ ارديبهشت سه مامور امنیتی با مراجعه به محل کار امیر عباس بنائی کاظمی، از وی خواسته اند تا جهت ادای پاره ای توضیحات همراه آنان به اداره ی اطلاعات تبریز برود. امیر عباس بنائی پس از انتقال به اداره اطلاعات به مدت 5 ساعت تحت بازجویی قرار گرفت.8- روز 15 اردیبهشت حجت الاسلام عبدالعزيزعظيمی قديم، روحانی هویت طلب آذربايجانی، که در پی احضار به دادگاه ویژه روحانیت قم، در این مکان حضور یافته بود، بازداشت شد. عظیمی قدیم که در سال ۱۳۸۴ توسط دادگاه ويژه روحانيت به اتهام «اهانت به حيثيت روحانيت» به ۱۰ سال محروميت از پوشيدن لباس روحانيت محکوم شده بود، پس از ابلاغ حکم قطعی در یک نوبت به لحاظ تخلف از حکم دادگاه و پوشیدن لباس روحانیت محاکمه و به تحمل نود و یک روز حبس محکوم می‌گردد. اما وی باز اين حکم را اجرا نکرد و با همان اتهام، بهمن ماه ۸۶ برای بار دوم از طرف دادگاه ویژه روحانیت قم به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.9- روز 17 اردیبهشت صمد مولاقلی و محمد یرهون به جرم پخش اعلامیه در شهر تبریز توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند.10- جمشید زارعی فعال مدنی تبریزی روز 21 اردیبهشت توسط نیروهای امنیتی تبریز بدون ارائه حکم جلب دستگیر شده است.11- علی صدیقی، ۳۵ ساله و از فعالین هویت طلب آذربایجانی روز پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت در تبریز بازداشت شده است. به دنبال بازداشت این فعال آذربایجانی، نیروهای امنیتی به منزل وی مراجعه کرده و پس از تفتیش خانه، کیس کامپیوتر و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را با خود برده اند. وی پس از تحمل بیش از یکماه بازداشت موقت 27 خرداد ماه به قید وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد. بنابر اظهار نزدیکان وی، صدیقی تقریبا تمام مدت حبس را در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته است و در این مدت اجازه تماس با وکیل و خانواده به او داده نشده است. آقای علی صدیقی، فارغ التحصیل رشته ریاضی از دانشگاه تبریز می باشد.12- آقایان حجت عراقی، سلمان عراقی، سالار عراقی، اکبر عبدالهی و پیام علمقلیلو طی روزهای ۲۶ و ۲۷ اردیبهشت توسط نیروهای امنیتی خوي بازداشت شدند. این 5 نفر پس از چند روز به قید وثیقه های 25 میلیون تومانی آزاد شدند.13- با فرا رسیدن دومین سالگرد قیام مردم آذربایجان حدود 50 نفر از فعالین سیاسی در شهر میاندوآب(قوشاچای) به طور جداگانه به اداره اطلاعات این شهر احضار گشته اند. بر اساس اظهارات این افراد ماموران اطلاعات از آنها خواسته اند که از حضور در مراسم تظاهرات دومین سالگرد قیام اول خرداد خودداری نمایند. بهبود قلی زاده، جلال کودریلو، داریوش عندلیبیان و علی سلطانی از جمله احضار شدگان بوده اند که از امضای تعهد نامه مبنی بر عدم شرکت در مراسمات مربوط به سالگرد اول خرداد امتناع نموده اند. همچنین شاهين حسنی، شاهرخ فرامرزي، عين اله آهنگري، مصطفي دولتخواه، امير آقازاده، مرتضي لك، بهكام محمدي، ولي الله ظهرابي نیز در همین ایام از جانب ماموران اداره اطلاعات قوشاچای تحت فشار قرار گرفته اند.14- حسین میرزاخانی هویت طلب آذربایجانی ساکن شهرتبریز روز خرداد در منطقه بازار تبریز توسط ماموران وزارت اطلاعات تبریز بازداشت شد. بنابر گفته های خانواده این فعال تبریزی٬ وی در طول مدت بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز٬ به شدت شکنجه می شد. حسین میرزاخانی هویت طلب آذربایجانی روز یکشنبه ۱۹ خرداد ماه به قید وثیقه به طور موقت از زندان مرکزی تبریز آزاد شد.15- حسن اسدی از فعالین حرکت ملی آذربایجان در تبریز چند روز قبل از سالروز اعتراضات خرداد ۸۵ بازداشت شد. طی روزهای قبل از آن مراجعه نیروهای امنيتی برای دستگيری حسن اسدی در نتيجه عدم حضور وی در منزل بي نتيجه مانده بود. مقامات امنيتی همچنین خانواده و همسر این فعال سیاسی را تهديد کرده بودند که در صورت پيگيری وضعيت او و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهد شد.16- وحید هاشم پور دانش آموز پیش دانشگاهی و سعید هاشم پور دانشجوی کاردانی برق دو برادر هویت طلب روز سی ام اردیبهشت با یورش نیروهای امنیتی به منزل واقع در محله اسماعیل بقال تبریز دستگیر شده بودند. این دو برادر هویت طلب روز 6 خرداد از زندان مرکزی تبریز به قید وثیقه آزاد شدند.17- مهندس محمد رضا مختاري فعال فرهنگي و حقوق بشر شهرستان میانه صبح روز چهارشنبه اول خرداد توسط نيروهاي امنيتي به اداره اطلاعات اين شهر احظار و بعد از نزديك به 6 ساعت بازجويي آزاد شده است. مهندس مختاري فارغ التحصيل مهندسي كشاورزي از دانشگاه تبريز مي باشد.18- بر طبق گزارشات نهادهای حقوق بشر، انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آداپ) و سایتهای اینترنتی http://www.savalansesi.com/ و http://www.oyrenci.com/ در ایام دومین سالگرد قیام ملت آذربایجان ده ها فعال سیاسی و فرهنگی آذربایجانی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند که اسامی آنها به شرح زیر است.تبریزمحمد فرهادی، کریم محمد زاده، حسین میرزاخانی، فیروز عباسقلیزاده، رضا عباسقلیزاده، صمد محمد جعفری، علی خاکپور، یاسر حیدرنژاد، حجت تاری وردیان، حجت مختارزاده، ابراهیم ( از روستای دیل بیلمز)، علی صدیقی، جمشید زارعی، محمد یرهون، احد رضوی، حمید رضائی، اکبر حسین زاده، حسن اسدی، ایرج حسنی، اکبر حسین زاده، محمد راهنما، احد رضایی، ولی عبداله پور، مهدی دهقان، مرسل بخشی، حجت سیفی نژاد، اصغر نعیمی، عبدالعجب تاروردیان، حجت ولی پور، نادر محمدپور، کمال اشرف فرشی، حسن حسین زاده، رحمان قاسمی، اسماعیل فتحی، امیر محمد بنائی، حسن طوری، فرشید مصطفائی، وحید رضایی، حسن بعثت پور، عزیز لیمانی، محمد رحمانی، ابراهیم طلوعی، صمد قروتنی، کریم محمدزاده، فیروز عباس قلیزاده، رضا عباس قلیزاده، وحید هاشم پور، سعید هاشم پور، ماشااله رزمی، رامین رزمی، فرهاد محسنی، علی تدیون قراملکی، عزیز ایمانیسراب: مهدی نجاریارومیه:خدایار تیموری، ائلیاز یئکانیخوی:حجت عراقی، سلمان عراقی، سالار عراقی، اکبر عبدالهی، پیام علمقلی لواهر: سخاوت عزتی19- روز 11 خرداد نیروهای امنیتی شهرستان اهر، استاد سخاوت عزتی نویسنده و شاعر اهری را دستگیر کرده و با تفتیش منزل ایشان کامپیوتر و چندین جلد از کتاب های ایشان را مصادره کرده اند. سخاوت عزتی بعد از یک روز بازداشت و باز جویی آزاد شد.20- روز 18 خرداد ماه نیروهای انتظامی، رحیم و عسگر فتحی پور برادران شهید حسین فتحی پور را در پمب بنزین شهرستان نقده با ضرب و شتم گارد ویژه بازداشت کردند. ایندو برادر روز 19 خرداد به جرم شرکت در گروهکهای ضد انقلاب پان تورکیست دادگاهی شده و به قید ضمانت آزاد شدند.21- عسگر اکبرزاده از فعالین هویت طلب دانشجویی اردبیل روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۸۷ ساعت ۵ بعد از ظهر، در منزل پدری خود توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل بدون ارائه حکم جلب دستگیر شد. نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را نیز با خود بردند. سازمان عفو بین الملل اعلام کرد که وی به اتهام « تبلیغ علیه نظام» دستگیر شده است. به گفته خانواده این فعال دانشجویی وی در طول مدت بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل٬ بشدت شکنجه شده است.وی روز 18 تیرماه به قید وثیقه 30 میلیون تومانی از زندان آزاد شد. به گفته خانواده وی اکبرزاده تقریبا تمام مدت حبس را در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته و در این مدت اجازه تماس با وکیل و خانواده به او داده نشده است.22- حسین حسینی دبیر سابق انجمن اسلامی آموزشکده رازی شهر اردبیل عصر روز شنبه اول تیر ماه در شهر نقده (سولدوز) دستگیر شد. وی عصر روز شنبه در محوطه نمایشگاه معرفی صنایع دستی و فرهنگ استانها، به حکم قاضی دادگاه انقلاب اردبیل و توسط ماموران اداره اطلاعات نیروی انتظامی شهر نقده دستگیر و روانه بازداشتگاه شد. حسینی که به تازگی در رشته معماری فارغ التحصیل شده است روز 18 تیر ماه با قرار وثیقه 10 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.23- علی اصغر طاهری صفی آباد از فعالین و نویسندگان ترک خراسان در روز 12 تیر ماه به علت نوشتن مقالات به زبان تورکی و تلاش برای احقاق حقوق ترکهای ایران توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است. وی هم اکنون در زندان اوین به سر می برد.24- غلام نجفی از فعالین هویت طلب آذربایجانی مقارن ظهر روز شنبه 15 تیرماه در محل کار خود واقع در بازار تبریز دستگیر و به محل نامعلومی انتقال یافته است. به هنگام دستگیری مغازه وی مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفته است و چند جلد از نشریات دانشجویی به عنوان مدرک جرم ضبط گردیده است. این در حالی است که نشریات دانشجویی مجوزدار بوده و اکثر آنها در کتاب فروشیها و دکه های مطبوعاتی تبریز، تهران و سایر شهرهای آذربایجان بصورت علنی بفروش می رسد.بنا به اخبار واصله عصر همان روز محل سکونت وی توسط مأموران امنیتی مورد بازرسی و تفتیش قرار گرفته است.25- بنا به گزارشات سایت http://www.savalansesi.com/ حمید والایی فعال سابق دانشجویی آذربایجان، روز سه شنبه ۲۵ تیر ۸۷ که در پی احضار به ستاد خبری اداره اطلاعات تبریز، در این مکان حضور یافته بود، بازداشت شده است. یکی از نزدیکان این فعال مدنی با اعلام خبر بازداشت وی گفته است که اطلاع بیشتری در مورد سرنوشت او ندارد. والایی، ۲۷ ساله، فارغ التحصیل رشته حقوق و عضو «مجمع دانشگاهیان آذربایجانی» می باشد، که مقالات متعددی در نشریات دانشجویی آذربایجانی و همچنین ماهنامه توقیف شده دیلماج به رشته تحریر در آورده است.26- سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای و فراز زهتابی سه دانشجوی دانشگاه تبریز همراه با مهندس داریوش حاتمی روز 27 تیر ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند. به گزارش نهادهای حقوق بشر بعد از جلسه دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد سجاد رادمهر که بعد از ۶ ماه به تعویق انداختن توسط نیروهای امنیتی برگزار شده بود، مهندس داریوش حاتمی (افسر وظیفه ارتش در تبریز)، مهندس سجاد رادمهر، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. ماموران امنیتی پس از بازداشت این دانشجویان، با مراجعه به منازل آنها، به جستجو و تفتیش در وسایل آنها پرداخته اند.یک روز بعد نیز شاهرخ حاتمی، برادر داریوش حاتمی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.احضار به دادگاه27- روز 19 فروردین حسین یوسفی و غفور حبیب پور دو دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد تبریز با رای شعبه دو دادگاه انقلاب این شهر به شش ماه حبس محکوم شدند. اتهام این دو دانشجو در دادگاهی که به ریاست قاضی حملر برگزار شد، اقدام علیه امنیت ملی اعلام شده است.28- شعبه ۹ دادگاه اجرای احکام تبریز، عباس لسانی، فعال مدنی و زندانی سیاسی آذربایجانی را به پرداخت جزای نقدی محکوم کرد. قاضی پرونده پس از رسيدگی به اين پرونده، عباس لسانی را با استناد به محتويات پرونده و دفاعيات وکيل مدافع وی به ۵۰,۰۰۰ تومان جزای نقدی محکوم کرد. اتهامات لسانی در اين پرونده «اخلال در امنیت عمومی»، عنوان شده است. موضوع اين پرونده مربوط به حضور وی بر مزار باقرخان در تاریخ ۱۴ مرداد ماه سال ۱۳۸۴ در تبریز بود. این هویت طلب آذربایجانی که به اتهام تبليغ عليه نظام در حال گذراندن دوره دوازده ماهه زندان خود در زندان اهر واقع در 112 کيلومتري زادگاه خود ( اردبيل) بود، از تاریخ ۱۶ اسفند ۸۶ بطور غیر قانونی به زندان مرکزي يزد در فاصله 2000 کيلومتري اردبیل شهر محل سکونت وی منتقل شده است.29- وحيد بهادری فعال ۲۳ ساله حرکت ملی اذربايجان و ساکن اورميه که در تاريخ ۲۰ اسفند سال ۸۶ توسط نيروهای امنیتی اروميه دستگير شده بود، روز شنبه ۲۴ فروردين سال ۸۷، در جلسه محاکمه ای که در شعبه يک دادگاه انقلاب اورمیه، بدون حضور وکيل مدافع و به رياست قاضی درويشی برگزار شد، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی به هفت ماه حبس تعزيری محکوم شد.30- حمید آرغیش (رستمی) شاعر٬ نویسنده و روزنامه نگار آذربایجانی اواخر اردیبهشت ماه جهت گذراندن دوران محکومیت خود، به زندان خوی فرستاده شده است. این نویسنده هویت طلب آذربایجانی سال گذشته توسط شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان خوی به يك سال حبس تعزيری، دو سال تبعيد به بيجار و سه سال ممنوعيت نشر آثار محكوم شده بود. او در پی بازداشتهای گسترده ۲ اسفند ۱۳۸۵(۲۱ فوریه ۲۰۰۶)٬ روز جهانی زبان مادری٬ در شهرهای آذربایجان توسط مأمورین اطلاعات خوی بازداشت شده بود. به دنبال بازداشت وی منزل و محل كار این نویسنده آذربایجانی توسط نيروهای امنيتی مورد بازرسي قرار گرفته٬ كامپيوتر، كتاب های شخصی و دست نوشته های وی توقيف گرديده بود.31- در ایام خرداد ماه دادگاه انقلاب شهرستان ماکو اکبر لکستانی منتخب اول شورای اسلامی شهر شوط و رئیس این شورا در دور اول را به سه سال حبس تعزیری محکوم کرد.در پرونده وی اتهاماتی چون توهین به رهبری و فعالیت تبلیغی علیه نظام درج شده است.32- شعبه 10دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی حکم حبس یک ساله اکبر پاشایی دانشجوی هویت طلب دانشگاه اورمیه را که به مدت سه سال تعلیق شده بود، قطعی کرد.دادگاه این فعال دانشجویی ۲۵ مرداد ۱۳۸۶ برگزار شد. در این دادگاه از او در مورد همکاری با نشریه"اویانیش"، تبلیغ و فراخوانی مردم جهت تظاهرات خرداد ٨۵ از طریق ارسال اس.ام.اس و قرائت بیانیه در تحصن خردادماه ۱۳۸۵ دانشجویان دانشگاه اورمیه بر علیه روزنامه ایران٬ سؤال شد.33- دادگاه صمد قربانی سپهر ۲۸ ساله و از فعالان حرکت ملی آذربایجان در شهر بهار استان همدان به تاریخ ۲۵ فروردین ۸۷ در شعبه ۳۱ دادگاه انقلاب شهر ری برگزار شده و قاضی پرونده با اتهاماتی مانند اقدام علیه امنیت ملی، عضویت و تبلیغ گروه های پان ترکیستی و شرکت در مراسم غیر قانونی بزرگداشت ستارخان وی را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده که با توجه به نداشتن هیچ گونه سو سابقه کیفری حکم صادره به ۵ سال حبس تعلیقی تبدیل گردیده است. گفتنی است آقای صمد قربانی در پی شرکت در مراسم بزرگداشت ستارخان در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۶ از سوی نیروهای اطلاعاتی دستگیر شده و بعد از تحمل 26 روز حبس در بازداشتگاه موقت زندان اوین با قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد گردیده بود. او بعد از آزادی اعلام داشته بود که ماموران اطلاعاتی با اعمال شکنجه های چند روزه وی را تحت فشارهای روحی و جسمی قرار داده بودند.34- جلسه دادگاه عبدالله جوان، ایلقار مرندلی، محمد نصرتی، سید قاسم سیدین زاده، لیلا حیدری، بهروز صفری، جلیل غنی لو، صالح کامرانی و دکتر حیدری روز سه شنبه هفدهم اردیبهشت به ریاست قاضی صلواتی و با وکالت آقایان دکتر نعمت احمدی، دکتر محمد علی دادخواه، محمدی و عباس جمالی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران و به صورت غیر علنی برگزار گردید. جلسه رسیدگی به اتهامات سعید و علیرضا متین پور هم روز بیست دوم اردیبهشت ماه برگزار شد. یازپرسی پرونده این فعالین را بازپرس امنیتی دادستان کل کشور موسوی و معاونش حسن حداد بر عهده داشته اند. چند روز پس از برگزاری جلسه دادگاه، صلواتی قاضی این شعبه، سعید متین پور، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، را به اتهام ارتباط با بیگانگان به 7 سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به یکسال و مجموعا به 8 سال حبس تعزیری محکوم کرد. بر اساس حکم صادره، صالح کامرانی فعال حقوق بشر و وکیل مدافع زندانیان سیاسی آذربایجان نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعزیری محکوم شده است. دادگاه، دو استاد دانشگاه و فعال سیاسی آذربایجان، عبدالله عباسی جوان و دکتر محمد علي حیدری و همچنین جلیل غنی لو، علیرضا متین پور ، یعقوب سالکی نیا، میر قاسم سیدین زاده، بهروز صفری و لیلا حیدری از فعالین سیاسی و فرهنگی را به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم کرد که این حکم به مدت 5 سال به حالت تعلیق خواهد بود. به گزارش نهادهای حقوق بشر، این فعالین سیاسی و مدنی آذربایجان ماهها در بازداشت نیروهای امنیتی بوده اند و طی این مدت تحت شدیدترین شکنجه ها قرار داشته اند.35- محمدرضا عوض پور دانش آموز 16 ساله تبریزی به اتهام توهین به رهبری به 6 ماه حبس محکوم گردید.بنا به گزارش سایت http://www.oyrenci.com/ قاضی نیاکار رئیس شعبه 118 دادگاه جزائی تبریز روز 25 خرداد ماه طی حکمی محمدرضا عوض پور فعال دانش آموز 16 ساله آذربایجانی را به اتهام «توهین به مقام معظم رهبری» و با استناد به ماده 514 قانون مجازات اسلامی به شش ماه حبس محکوم نمود. لازم به ذکر است با احتساب احکام قبلی در مجموع محمدرضا عوض پور به 15 ماه حبس محکوم گردیده است.36- روز 29 خرداد ماه رضا داغستانی روزنامه نگار و مدیر مسئول نشریه دانشجویی چنلی بئل و عضو کانون نشریات دانشجویی که ۲ اسفند 1386 همزمان با روز جهانی زبان مادری در اورمیه بازداشت شده و بعد از تحمل ۲۷ روز حبس در سلول انفرادی یک روز مانده به عید نوروز با قرار وثیقه سنگین ۴۰ میلیون تومانی از بازداشت گاه آزاد شده بود، از سوي دادگاه انقلاب اورميه به اتهام ارتباط با گروه هاي پان ترك و تجزيه طلب و اقدام عليه امنيت ملي به هشت ماه حبس تعزيري محكوم گشت كه به دليل عدم داشتن سابقه كيفري اين حكم به مدت سه سال تعليق گشت.37- ابراهیم جعفرزاده فعال حرکت ملی اذربایجان 29 خرداد حوالی ساعت 5 بعد از ظهر دستگیر و برای گذراندن دوران محکومیتش روانه زندان شد.وی که در اعتراضات روز جهانی زبان مادری در خوی بازداشت و بعد از یک ماه با وثیقه آزاد شده بود از طرف دادگاه انقلاب خوی به احکام زیر محکوم گردید.یک سال حبس تعزیریدو سال تبعید به برازجانسه سال محرومیت ازفعالیت اجتماعی و سیاسی قانونیمحرومیت از نمایندگی مجلس و نمایندگی شورا به مدت یک دوره38- بنا به گزارشات نهادهای حقوق بشر عارف اولوفی ۲۶ ساله و از فعالین هویت طلب آذربایجانی در شهر ارومیه عصر روز دوشنبه ۱۰ تیرماه جهت گذراندان دوران محکومیت خود دستگیر و به زندان این شهر منتقل شد. الوفی دانشجوی معماری دانشگاه دولتی نخجوان می باشد که در طی اعتراضات روز جهانی زبان مادری (۲ اسفند ۱۳۸۵) در ارومیه بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود. او سال گذشته در دادگاه انقلاب ارومیه به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه و به ۶ ماه حبس محکوم شده بود، که در دادگاه تجدیدنظر محکومیت وی به ۴ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.39- روز 19 تیرماه شهناز غلامی از فعالان جنبش زنان و جنبش هویت خواهی در آذربایجان طی ابلاغیه ای به شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز احضار شد. اتهام وی در برگه احضاریه «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است. طبق این ابلاغیه شهناز غلامی باید 8:30 صبح روز چهارشنه مورخه 13/06/1387 در دادگاه حاضر شود. وکالت وی را دکتر محمد علی دادخواه عضو و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر بر عهده خواهد داشت. گفته می شود که احضار نامبرده با تلاش وی برای پوشش خبری قتل های مشکوک سه تن از فعالین هویت طلب ترک در تبریز در ارتباط است.40- بنا به گزارش 23 تیرماه سایت حقوق بشری www.savalansesi.com دو تن از فعالان مدنی و هویت طلب آذربایجانی اهل ماکو به زندان محکوم شدند. بر اساس همین گزارش شعبه اول دادگاه انقلاب خوی، علی حسین نژاد اصل، را به اتهام «فعالیت های تبلیغی بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران»٬ به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده است. لازم بذکر است نیروهای امنیتی هنگام بازداشت وی پس از تفتیش مغازه ،کیس کامپیوتر، سی دی ها و کتابهای او را نیز مصادره کرده بودند. همچنین محمد نصیری، اهل ماکو دیگر فعال هویت طلب آذربایجانی می باشد که از طرف دادگاه انقلاب به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.41- علی عباسی، از فعالین سیاسی آذربایجانی اواخر تیرماه جهت گذراندان دوران محکومیت پنج ساله خویش دستگیر و به زندان این شهر منتقل شده است. علی عباسی که هم اکنون در بند ۷ زندان مرکزی اردبیل بسر می برد، ۱۵ بهمن ۸۶ در شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل با اتهاماتی مانند "جاسوسی" و "اقدام علیه امنیت ملی" به رياست قاضی حسن زاده محاکمه و به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود که در دادگاه تجدیدنظر محکومیت وی به ۵ سال حبس تعزیری تقلیل یافت. به گفته برادر نامبرده او روز ۲۲ مهر ماه ۸۶ بازداشت و مدت ۳۸ روز را بدون تماس با وکیل و خانواده در اداره اطلاعات اردبیل تحت شدید ترین شکنجه ها قرار داشته است، بطوریکه ماموران اطلاعاتی با اعمال شکنجه های چند روزه او را تحت فشارهای روحی و جسمی قرار داده و اقدام به گرفتن اعترافات دروغ کرده بودند.اعتصاب غذا42- عباس لسانی، فعال مدنی و زندانی سیاسی آذربایجانی، که در پی تبعید غیر قانونی اش از زندان اهر به زندان یزد دست به اعتصاب غذا زده بود پس ازدریافت صدها نامه از طرف فعالان حرکت ملی آذربایجان و درخواست از او برای شکستن اعتصاب غذا، در تاریخ 4 فروردین بعد از تحمل ۱۵ روز گرسنگی به اعتصاب غذای خود پایان داد.43- در تاریخ 31 فروردین چهار تن از فعالین هویت طلب آذربایجانی بنامهای ودود سعادتی، بهروز علیزاده، اردشیر کریمی و رحیم غلامی در اعتراض به فشارها دست به اعتصاب غذا زدند. حال عمومی این افراد در طی دوران بازداشت و خصوصا زمان اعتصاب غذا از طرف نهادهای حقوق بشر نامساعد گزارش شد.44- فریدون مهدی پور فعال سیاسی اهل اورمیه که از روز یکشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۶ در زندان اورمیه به سر می برد٬ از اول خرداد شروع به اعتصاب غذا کرد. نهادهای حقوق بشر دلیل اعتصاب غذای این فعال هویت طلب آذربایجانی را اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی زندان اورمیه و همچنین عدم موافقت با درخواست آزادی مشروط وی گزارش کردند.قتل توسط نیروهای امنیتی45- بر طبق گزارش سایت اینترنتی http://www.oyrenci.com/ فرهاد محسنی، ۲۵ ساله و از فعالین هویت طلب تبریزی، که در جریان اعتراضات ۱خرداد امسال توسط نیروهای وزارت اطلاعات در پارک ائل گؤلو(شاه گؤلو) تبریز بازداشت و در مکان نامعلومی نگهداری می شد، توسط نیروهای امنیتی به قتل رسیده است. طبق گزارش نهادهای حقوق بشر وی روز 1 خرداد در جریان سالگرد اعتراضات مردمی خرداد ماه تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفته و روز 2 خرداد در پارک ائل گولو تبریز دستگیر شده است. محسنی در طی دوران بازداشت تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفته بود که نهایتا منجر به مرگ وی شد. جسد وی روز 22 خرداد به خانواده اش تحویل داده شده و اجازه کالبد شکافی به آنها داده نشده است. به گفته اعضای خانواده محسنی احتمالا مرگ او به خاطر شوک الکتریکی بوده است. به گزارش سایت http://www.savalansesi.com/ نیروهای امنیتی سعی داشته اند در مراسم ترحیم محدودیتهایی ایجاد کنند. مقامات امنيتی همچنين این خانواده را برای ندادن مصاحبه با رسانه های خارجی تحت فشار قرار داده اند. لازم به ذکر است فرهاد محسنی در قیام سراسری ضد تبعیض نژادی-زبانی آذربایجان در روز اول خرداد 1385 نیز مورد اصابت گلوله از ناحیه آرنج شده و بمدت 4 ماه در زندان تبریز تحت شکنجه قرار داشته است.46- براساس گزارش سایت http://www.oyrenci.com/ فعال سی ساله تبریزی بنام افشین عرفان خسروشاهی روز اول تیرماه ساعت 22 در دفتر کار خویش واقع در چهارراه آبرسان تبریز به قتل رسیده است. گفته می شود افشین عرفان خسروشاهی بعد از شکنجه فراوان توسط طناب به دار آویخته شده است. ظاهرا وی قبلا چندین بار به اتهام فعالیت های هویت طلبانه توسط نیروهای اداره اطلاعات تبریز تهدید شده بود.احضار به کمیته های انضباطی47- بنا به گزارش سایت http://www.oyrenci.com/ سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ی مکانیک دانشگاه تبریز که به دستور حراست دانشگاه از برگزاری جلسه ی دفاع از پایان نامه اش منع گردیده بود و به خاطر اعتصاب غذا و اعتراض به این عمل غیر قانونی حراست دانشگاه تبریز در 12 خرداد ماه به کمیته ی انضباطی فراخوانده شده بود به یک ترم منع موقت از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم شده است. در حکم مهندس رادمهر که 19 خرداد صادر گشته است اتهام ایشان اخلال در نظم دانشگاه ذکر شده است. همچنین بنا به گزارش همین سایت اینترنتی آیدین خواجه ای دانشجوی رشته حقوق این دانشگاه روز 21 خرداد به علت همراهی سجاد رادمهر به توبیخ کتبی درج در پرونده محکوم شد.48- روز 1 تیرماه 31 دانشجوی دانشگاه ارومیه به علت آنچه که شادی پس از پیروزی تیم ملی ترکیه نامیده شده است به کمیته انضباطی احضار شدند. طبق گزارش سایت http://www.oyrenci.com/ 3 روز بعد یعنی روز 4 تیر 18 دانشجوی دیگر این دانشگاه نیز به همین دلیل به کمیته انضباطی احضار شدند.49- در پي اعتراضات دانشجويان دانشگاه تبريز نسبت به مسائل دانشجويان ستاره دار و اقدامات غير قانوني حراست و همچنین درگيريهاي پراكنده بين دانشجويان پس از مسابقه فوتبال تركيه- آلمان، 37 تن از دانشجويان این دانشگاه در روز 16 تیر ماه به كميته انضباطي دانشگاه احضار شده اند. مسئولین این دانشگاه نادر مهد قره باغ فعال دانشجويي ترك كه پيش از اين نیز در جريان اولین سالگرد قیام مردم آذربایجان در خرداد ماه 86 در تبريز بازداشت شده بود را به يك ترم محروميت از تحصيل محکوم کرد. كميته انظباطي در مورد 36 تن ديگر احكام محروميت از خوابگاه وتوبيخ كتبي با درج در پرونده صادر نمود.محرومیت از تحصیل50- با اعلام نتایج کنکور سراسری کارشناسی ارشد، کارنامه 5 تن از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان از طرف سازمان سنجش صادر نشد. امین امامی دانشجوی رشته ی مهندسی ساخت تولید ورودی 81، صمد پاشایی دانشجوی رشته ی کشاورزی ورودی 82، ناهید بابازاده دانشجوی رشته ی علوم تربیتی ورودی 82، ، نادر مهد قره باغ دانشجوی رشته ی مهندسی برق ورودی 82 دانشجویان دانشگاه تبریز و قادر کیانی دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران از جمله دانشجویانی هستند که توسط مسئولین گزینشی وزارت علوم و سازمان سنجش از دریافت کارنامه اولیه آزمون کارشاسی ارشد خود محروم شده اند. مسئولین گزینشی وزارت علوم دلیل عدم ارائه کارنامه ی اولیه آزمون کارشناسی این دانشجویان را عدم احراز صلاحیت های عمومی آنان عنوان نموده اند. همچنین مسئولین دانشگاه تبریز از برگزاری جلسه دفاع از پایان نامه سجاد رادمهر، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی مکانیک که قرار بود اواخر اسفند ماه 86 برگزار گردد، ممانعت بعمل آورده اند.51- در تاریخ 26 فروردین، دانش آموز هويت طلب اهري بنام ابراهيم نوري 3 روز از مدرسه اخراج گرديد. مدیر مدرسه ای که وی در آن مشغول به تحصیل می باشد، طی نامه ای خطاب به ولی وی دلیل اخراج ابراهيم نوري را به دليل فعاليت هاي هويت طلبانه اش ذکر کرده است. لازم به ذكر است كه ابراهيم نوري دانش آموز سوم دبيرستان شهید مدرس اهر مي باشد كه بار ها توسط ماموران اطلاعات بازداشت شده است.محرومیت از انتشار نشریه52- در تاریخ ۲ ارديبهشت ۱٣٨۷ و تنها یک روز بعد از انتشار اولین شماره نشریه دانشجویی "یاغیش" کمیته ی ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه اورمیه مجوز انتشار آنرا به دلیل چاپ مطالب خارج از حدود قوانین و مقررات به حالت تعلیق در آورده و به مدیر مسئول این نشریه اجازه حضور در جلسه کمیته ناظر بر نشریات برای دفاع از عملکردشان داده نشده است. این اقدام در حالی صورت گرفت که معاونت فرهنگی و دانشجویی این دانشگاه قبل از چاپ نشریه "یاغیش" کلیه مطالب آنرا خوانده و تأیید کرده بود که این روال نیز بر خلاف دستورالعمل اجرایی ضوابط ناظر بر فعالیت دانشگاهی مصوب جلسه 540 مورخ 83/3/26 شورای عالی انقلاب فرهنگی ماده 27 بند 2 که بیان می دارد "هیچ مقام دولتی و غیر دولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله ای در صدد اعمال فشار بر آید و یا به سانسور و کنترل محتوای نشریات مبادرت ورزد" صورت گرفته است.53- روز 18 اردیبهشت ماه در حالي كه شماره ي دوم دوهفته نامه ي آرمان پس از دو ماه انتظار براي تائيد دانشگاه روانه ي چاپ شده بود، با دخالت مستقيم ماموران وزارت ارشاد در چاپخانه بلوكه شده و ماموران به چاپخانه اعلام كرده اند كه حق تحويل اين نشريه را ندارند.54- روز 30 اردیبهشت نشریه دانشجویی سهند دانشگاه ارومیه قبل انتشار توقیف شد. بعد از لغو حکم توقیف این نشریه دانشجویی که در آبان 86 توقیف شده بود ، گردانندگان این نشریه از روز 30 اردیبهشت جهت انتشار دوباره ی آن اقدام کردند که با برخورد شدید مسوولین فرهنگی دانشگاه روبرو شدند.در آخرین پیگیریهایی که توسط مدیران مسئول این نشریات صورت گرفت، مسئولان دانشگاه اظهار داشته اند که نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه در این تصمیم دخیل بوده اند.55- شماره هشتم نشریه بولود دانشگاه آزاد مهاباد که بعد از وقفه ای 17 ماهه انتشار یافته بود، تنها بعد از یک ساعت از شروع به توزیع آن توسط مآموران حراست دانشگاه جمع آوری شده است.56- در تاریخ 5 خرداد ماه "سینا جهانبخش" دانشجوی دانشگاه علم و صنعت و مدیر مسئول نشریه دانشجویی "گونش" ، به دلیل انتشار ویژه نامه ای با عنوان "گذاری بر حماسه خرداد آذربایجان" که به حوادث قیام خرداد 85 و بازکاوی این قیام پرداخته بود به مدت 9 ماه از مدیر مسئولی این نشریه محروم شد.نشریه گونش از 5 سال پیش در دانشگاه علم صنعت منتشر می شود و تاکنون 40 شماره از آن به چاپ رسیده است.57- روز 19 تیر ماه نشریه دانشجویی سایان که در زمينه های فرهنگی، اجتماعی و دانشجویی و مسئله ملي آذربايجان در دانشگاه پیام نور اردبیل منتشر می شد از سوی کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه توقیف گردید. پس از فارغ التحصیلی مدیر مسئول این نشریه و معرفی عسگر اکبر زداه بعنوان مدیر مسئول جدید نشریه در شهریور سال قبل کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی داشنگاه پیام نور اردبیل با مسکوت گذاشتن 10 ماهه این نامه ، مانع ادامه انتشار این نشریه گردید.58- روز 22 تیر ماه نیروهای امنیتی شهرستان بناب اقدام به توقیف و جمع آوری نشریه دانشجویی "آیدین گله جک"از چاپخانه در شهرستان بناب نمودند.دانشجویان دانشگاه آزاد بناب که اقدام به نشر این نشریه دانشجویی علیرغم سختگیریهای دانشگاه وسانسور 19 صفحه ای مطالب پیش از چاپ این نشریه نموده بودند در مراجعه به چاپخانه متوجه می شوند که اداره اطلاعات بناب با مراجعه به به چاپخانه کلیه نسخه های نشریه را توقیف و با خود برده است. این در حالی است که دانشگاه برای اعمال نظرش در مورد مطالب این نشریه ،دانشجویان را چندین ماه در انتظار نگاهداشته و پس از چندین ماه 19 صفحه از مطالب نشریه را نامناسب تشخیص داده بود.59- نشریه بیرلیک دانشگاه علامه طباطبایی پس از انتشار دو شماره در سال جدید از سوی مدیریت فرهنگی توقیف گردید. مسئولین دانشگاه علت توقیف نشریه را بکار بردن زبان ترکی و همچنین فشارهای خارج از دانشگاه عنوان نموده اند.لغو مجوز نهادهای فرهنگی و مدنی60- روز 1 اردیبهشت ماه، فعالیت های کانون دانشجویان ترک دانشگاه علوم پزشکی تهران (بیرلیک) که در چندین سال اخیر با برگزاری برنامه های فرهنگی گوناگون از جمله کانونهای فعال در زمینه فرهنگی در سطح این دانشگاه بود ، به دستور یکی از مسئولان فرهنگی این دانشگاه به حالت تعلیق در آمد.60- از روز 10 اردیبهشت ماه فعالیتهای کانون آذکاب از نهادهای فرهنگی دانشگاه ارومیه به دلایل نامعلوم از طرف مسئولین این دانشگاه به حالت تعلیق در آمد.62- روز 21 اردیبهشت ماه انجمن ادبی “مقدس اردبیلی” در قم با فشار نیروهای امنیتی تعطیل شد. نیروهای امنیتی به بهانه اینکه این انجمن مجوز ندارد و فعالیت آن باید از شب به روز انتقال یابد مانع برگزاری جلسات آن شدند.هجوم به خوابگاههای دانشجویی63- به گزارش سایت اینترنتی http://www.oyrenci.com/ در آستانه 19 اردیبهشت روز دانشجو در آذربایجان دانشگاه تبریز شاهد هجوم مامورین حراست به اتاقهای فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان بود. صبح روز 18 اردیبهشت ماه عده ای از ماموران حراست دانشگاه تبریز به همراه نیروهای امنیتی به تعدادی از اتاقهای فعالین جنبش دانشجویی دانشگاه تبریز هجوم برده و بعد از 2 ساعت جستجوی اموال شخصی دانشجویان بسیاری از وسایل آنان را مصادره نموه و با خود بردند.ماموران خراستی و امنیتی ضمن مصادره اموال، دانشجویان را تهدید به دستگیری، اخراج از دانشگاه و یا تعلیق نموده اند.اخراج از کار64- اواخر تیر ماه حسین اقبالی عضو موسس مجمع دانشگاهیان آذربایجان و از فعالین سابق دانشجوئی آذربایجان از کار اخراج گردید. وی لیسانس ریاضی از دانشگاه تربیت معلم آذربایجان بوده و در مدارس آذربایجان تدریس می نمود. مجمع دانشگاهیان آذربایجان طی نامه ای سرگشاده ای که به کمسیون 90 فرستاده نسبت به اخراج نامبرده اعتراض نموده و در مورد عواقب رفتارهای خشونت آمیز با فعالان آذربایجانی هشدار داده است.گله جک بیزیمدیرhttp://www.oyrenci.com/دوشنبه هفتم مردادماه 1387

Newer Post Older Post Home
ساوالان سسی Savalan Sesi

Savalan Sesi
ساوالان سسی در راستاي انعکاس اخبار زندانیان سیاسی و پوشش خبری موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان ايجاد شده است و به هيچ گروه سياسي كلا و جزئا تعلق ندارد.نگاه ما به همه جريانها و انديشه ها يکسان است و بعنوان يک سایت حقوق بشري از همه افرادي که آزادي شان سلب ميشود و به خاطر انديشه و فکر يا روش و سبک زندگي خود محبوس ميشوند دفاع مي کنيم. اخبار منتشر شده به هیچ وجه شامل تمام موارد موجود نمی باشد. در واقع انعکاس تمام اخبار مربوط به نقض حقوق بشر در آذربایجان با توجه به فشار و خفقان شدید درشهرهای آذربایجان بسیار سخت است. به همین دلیل از فعالان سیاسی و دفاع ازحقوق بشر درشهرهای مختلف آذربایجان تقاضا داریم ساوالان سسی را یاری کنند. ارتباط با ما : savalansesi@gmail.com View my complete profile

Search


Link
Home
آدرس نهادها و سازمانهاى حقوق بشر
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان Association for Defense of Azerbaijani Political Prisoners in Iran
خط مقدم Front Line
آسمکA S M E K
سازمان عفو بين الملل Amnesty International انجمن مدافع حقوق اقوام تحت ستم Society for Threatened Peoplesجامعه بين المللى براى حقوق بشرInternationale Gemeinschaft für Menschenrechte دفتر كميسارياى عالى حقوق بشر سازمان ملل متحد UNHCHR سازمان پاسداران حقوق بشرHuman Right Server سازمان خبرنگاران بدون مرز Reporters without borders سازمان ديده بان حقوق بشرHuman Rights Watch سازمان سرزمين زنانTerre-des-femmes سازمان كمك به آوارگان وابسته به سازمان ملل متحدUNHCR سازمان ملل متحدUnited Nations مجمع جهانى شفافيتTransparency International موسسه صلح آموزى Institut für Friedenspädagogik Tübingen e.V منابع پژوهشى درباره حقوق انسانى زنان Women's Human Rights Recources شبكه جهان واحدoneworldweb

Archive
Archive July (51) June (44) May (46) April (52) March (44) February (53) January (36) December (426)

YouTube Downloader

Saturday, July 5, 2008

İşçi Sınıfının Devrimci Önderi Marx

İşçi Sınıfının Devrimci Önderi Marx

Levent Toprak

Mayıs 2008

5 Mayıs 1818’de dünyaya gelen Marx 190 yaşına basmış durumda ve onun heybetli imgesi hâlâ capcanlı. Onun başlıca kurucusu olduğu dünya görüşü hâlâ bu dünyanın hâkim sınıflarını tedirgin etmeye devam ediyor. Üstelik onların Marksizmin ölümünü defalarca ilan etmelerine rağmen bu böyle. Komünist Manifesto’da Avrupa’ya bir komünizm heyulasının musallat olduğu söyleniyordu, benzer şekilde bugün Marx’ın hayaletinin yeniden dünya hâkim sınıflarına musallat olmaya başladığı bir döneme girmiş olduğumuz açık.
Geçtiğimiz günlerde bunun tuhaf bir tezahürü yaşandı. Türkiye’nin ünlü kapitalistlerinden biri olan İshak Alaton, Türkiye’de sermaye ileri gelenlerinin katıldığı bir toplantıda baş konuşmacı olan General Electric yöneticisi Jack Welch’e, binlerce insanın açlık ve yoksulluk çektiğinden ve hatta yaşamını yitirdiğinden söz ederek, “Serbest piyasa ekonomisi artık işlevini yerine getiremiyor mu? Adam Smith öldü sanırım. Çözüm için insanlığın Karl Marx’ı yeniden keşfetmesi mi gerekiyor?” diye sordu ve salonda büyük alkış koptu. Soruya olmasa da kopan alkışa sinirlenen konuşmacı, salondakilere “kendinize gelin sizler kapitalistsiniz” mealinde bir cevap verdi. Belki de Türkiye’ye has bir tuhaflık olan bu hadise, Türk medyasında yer aldığı gibi, dünya burjuvazisinin büyük yayın organlarından biri olan Business Week dergisine bile konu oldu ve bunun üzerine Türk medyasında da Marx üzerine tartışma ve değerlendirmeler yapıldı. Bu arada, bu tartışmalara, bir de Denizlerin idamının yıldönümü ve 68 Mayısının da 40. yıldönümü vesilesiyle yapılan anma ve tartışmalar eklenince, Mayıs ayında medyada hatırı sayılır bir sol gündem oluştuğunu da belirtelim.
Tabii İshak Alaton’un Marx’ı olumluyormuş gibi görünen sorusu ve salondaki şirket sahibi ve yöneticilerinin alkış tutması biraz eksantrik olsa da, gerçekte Alaton bunu, parçası olduğu burjuvaziyi uyarmanın bir yolu olarak yapmıştır. Kapitalizmin yol açtığı yıkıcı sonuçların son yıllarda çok ciddi boyutlara ulaştığının, muazzam bir sefalet ve adaletsizlik oluştuğunun farkında olan Alaton, kapitalizme bir çekidüzen verilmesi gerektiğini, aksi takdirde yoksul kitlelerin tüm sistemi tehdit eden bir isyana yönelebileceğini söylemek istiyor. Ve aslında Keynesçi ya da sosyal demokrat türden politikalarla sistemde bir tamirat yapılması ve kitlelerin gönlünün alınması gerektiğine işaret ediyor. Onu Marx’ın ruhunu çağırmaya iten şey sadece kendi sınıfını dürtme ihtiyacıdır.
Aslında, dünya geneline baktığımızda da burjuvazinin daha ileri görüşlü temsilcilerinin bir süredir benzer uyarılar yapmakta olduğunu ve işin ideoloji boyutuyla daha alakalı olan akademik unsurların da kendilerini artan ölçüde Marx’la tartışma durumunda bulduklarını ve tekrar tekrar onu çürütmeye çalıştıklarını görürüz. Onları buna iten dolaysız dürtü, son dönemin gözden saklanamaz hale gelmiş gerçekliklerinin, yarattıkları yalan imparatorluğunu sarsıyor olmasıdır. Özellikle SSCB ve diğer despotik-bürokratik diktatörlülüklerin yıkılışından sonra artan bir tempoyla pompaladıkları kapitalizmin erdemleri, onun artık krizlerden kurtulduğu, alternatifsiz olduğu yolundaki ideolojinin inandırıcılığı git gide zora girmektedir. İşte bu ideologlar kapitalizmin temel ideolojik argümanlarının fiyakasını düzeltmeye ve ideolojik hasarın kritik boyutlara ulaşmasını önlemeye çalışmaktadırlar.
Kapitalizmin girdiği her ciddi bunalımda Marx’ın siluetinin yeniden belirmesi bir bakıma kaçınılmaz, çünkü insanlık bu durumlarda, bir şeylerin ters gittiği, bunun değişmesi gerektiği fikrine meylediyor. Ve kâh bilinçli kâh el yordamıyla, kapitalizmin ağır bedellerini ödemenin gerekip gerekmediğini sorgulama ihtiyacı duyuyor. Kapitalizmin bunalımlarının gerçek anlamını, yani daha önceki tüm toplumsal düzenler gibi onun da tarihsel olarak geçici, ölmeye mahkûm bir toplumsal düzen olduğunu ortaya koyan Marx’tır. Bunalımların temel mekanizmasını da bilimsel olarak ilk açıklayan Marx’tır. Bu bakımdan Marx’ın silueti kapitalizmin tarihsel kifayetsizliğini, onun sınırlarını ve sonuç olarak onun tarihsel ölümünü simgelemektedir.
Kapitalizmin bugün ciddi bir bunalıma girmekte olduğu, yarattığı can acıtıcı sonuçların milyarlarla sayılan emekçi kitleler için giderek daha katlanılmaz ve isyan ettirici olduğu çok açık. Artık burjuva medyanın bile gözlerden saklayamadığı bu olguları uzun uzun anlatmaya gerek yok. Açlık, yoksulluk, mahrumiyet, savaş, ahlâki çöküntü gibi sonuçlara karşı kitlelerin hoşnutsuzluğu ve isyanı değişik biçimler altında dışa vurmaya zaten başlamış bulunuyor. Bu eğilim kendisini bazı ülkelerde devrimci kabarışlar ve devrimci durumlara varıncaya kadar ortaya koymuş durumda.
Bu bakımdan, dolaysız ideolojik faktörün ötesine geçtiğimizde, burjuva ideologların, daha önce defalarca öldüğünü iddia ettikleri Marx’la hesaplaşmaya girişmeleri, kapitalizmin can acıtan sonuçlarına duyulan tepkiyle gelişen ve daha da gelişecek olan kitle hareketlerinin Marx’ı rehber edinmesi ihtimaline karşı bir bakıma ön almaktır.
Tabii burjuvazi Marx’a dil uzatmak, onu çarpıtmak ve kitlelerin hareketinin Marx’la buluşmasını engellemek için özel olarak çaba sarf etse de, bu işin asıl uzmanları, sosyalist kisveli ve işçi sınıfı dostu görünümlü hizmetkârlardır. Burjuvazinin üst düzey dolaysız temsilcilerinin Marx’a dönük saldırıları ideolojik planda esas olarak iki şekle bürünmektedir. Bunlar bazen Marx’a doğrudan saldırırken, bazen de onu hadım ederek zararsız bir “düşünür”, bir “filozof” derekesine indirmeye çalışırlar. Uğraşları daha sofistike olan gönüllü/gönülsüz hizmetkârlar ise, bin dereden su getiren “yorumlarla”, onun öğretisini proletarya devriminin biricik öğretisi olmaktan başka her şeye dönüştürürler.
Burjuvazinin ve onun hizmetkârlarının Marx’la 160 yılı aşkın süredir uğraşıyor olmasının tartışmasız gösterdiği bir şey varsa, o da onun eserinin ne kadar uzun ömürlü, ne kadar diri olduğudur. Onun eskidiğini söyleyen, onu çürüttüğünü ya da aştığını iddia eden cüceleri bugün kimse hatırlamazken, Marx hâlâ işçi sınıfı için ve dünyanın durumunu anlamak ve değiştirmek isteyen herkes için güçlü bir çekim merkezi olmaya devam ediyor.
Marx’ın büyüklüğü nereden geliyor?
Bu sorunun yanıtına bir başka sorudan hareketle ulaşmaya çalışalım. Bugün kapitalizmin yıkıcı sonuçları daha belirgin ortaya çıkmaya ve bu yıkıcı sonuçlar çok daha geniş kitleleri doğrudan vurmaya başladığı için, kapitalizmi daha önce eleştirmiş ve ona alternatif bir toplum düzeninden söz etmiş bir kişinin hatıra gelmesi normal değil midir? Normal olmasına normaldir, ancak biraz daha yakından bakalım meseleye. Marx kapitalizmi eleştiren ve ona alternatif gösteren tek kişi miydi? Kapitalizmi şu ya da bu biçimde eleştiren sosyalist düşünceler ve akımlar Marx’tan daha eski olduğu gibi, Marx zamanında da ona ve onun sosyalizm anlayışına alternatif olan kişilikler ve akımlar vardı. Sözün gelişi, İshak Alaton ya da dünya ölçeğinde diğer burjuva ideologlar neden Proudhon’dan, Bakunin’den, Lassalle’dan ya da daha nicesinden değil de Marx’tan dem vurma gereği duymuştur? Bunların hangi biri için koca bir akademik endüstri seferber edilmiştir?
Apaçık bilinen bir şey ki, bu şahsiyetlerin temsil ettiği düşünce ve yaklaşımlar burjuvazi için ne genelde ne de bugün Marx ve Marksizm gibi bir tehdit ifade etmektedir. Daha da önemlisi –ki aynı zamanda burjuvazinin tehdit algılamasını şekillendiren de budur– bu düşünce ve yaklaşımların derinliğinin, etkisinin ve zamanın sınamasına dayanıklılığının Marksizme nazaran bariz sınırlılığıdır. Bu anlayışlarla karşılaştırıldığında Marx bir granit kitlesi gibi sapasağlam durmakta, sönmeyen bir kor gibi ışımaktadır. Lenin bunu kendine has bir yalınlıkla ifade etmişti: “Marksist öğretinin gücü sonsuzdur, çünkü doğrudur. Kapsamlıdır ve iç tutarlılığa sahiptir, ve insanlara, batıl inancın, gericiliğin ve burjuva zulmünü savunmanın hiçbir biçimiyle uzlaşmayan, bütünlüklü bir dünya görüşü sağlar.” (Marksizmin Üç Kaynağı ve Üç Bileşeni)
Burada kapsamlılık, tutarlılık, iç bütünlük gibi kavramların önemi ilk bakışta yeteri kadar takdir edilemeyebilir. Ancak biraz derin düşünüldüğünde bunun önemi anlaşılır. Zira kapsamlılık, tutarlılık, iç bütünlük bakımından üstünlük, gerçeğin kavranmasının önünde engel oluşturan önyargılar ve darkafalı takıntılardan uzak olmaya, yani söz konusu düşüncenin üstün devrimci vasfına işaret ederler. Ancak ve ancak devrimci bir düşünce, gerçeği derinlikli biçimde açıklama gücüne sahiptir. Marksizm varlığın üç temel alanı olan doğayı, toplumu ve düşünceyi ortak temel çizgiler üzerinden açıklama gücüne sahiptir, çünkü kendisini varlığın en özsel, en değişmez özelliği olan değişime (=harekete) dayandırmaktadır. Yani onun devrimciliği tüm evrene hâkim olan biricik şaşmaz öğe olan değişim ilkesine dayanmaktadır. Sürekli olarak değişen gerçekliği, yöntem olarak bu özüne uygun biçimde kavrama çabası Marksizme emsalsiz devrimci karakterini verir. Onu eskimez kılan şey budur.
Marx Avrupa’da burjuva devrimlerin coşkusunun, özellikle de Fransız Devriminin etkilerinin sürdüğü ve bunun yanı sıra işçi sınıfının da yeni yeni tarih sahnesine çıkarak devrimci potansiyellerini sergilemeye başladığı bir çağda yetişkinliğe adımını atmıştı. Devrim dönemindeki Fransa’ya göre daha gelişmiş kapitalizm şartlarında bir burjuva devrimine gebe olan Almanya’nın canlı entelektüel atmosferinde yetişti ve çağının bilgisini önemli ölçüde özümsedi. Bu maddi ve entelektüel temeller üzerinde yükselen Marx, kısa sürede kendisini, tek tutarlı devrimci sınıf olma potansiyeli taşıyan işçi sınıfına bağladı ve insan bilgisinin hemen her alanına sirayet eden verimli ve devrimci buluşlar yaptı. Diyalektiğin maddeci temellere oturtulması, materyalist tarih anlayışı ve artı-değer teorisini bunların en önde gelenleri olarak sıralayabiliriz. Marx’a yönelik tüm karalamalara rağmen, bilimin değişik dalları bu verimli düşüncelerin cazibesinden kendini alamamıştır. Bugün tarih, antropoloji, biyoloji, ekonomi, politika, felsefe vb. alanlarda Marx’ın düşüncelerinin verimli sonuçları çoğu zaman onun adı anılmadan ve tüm mantıki sonuçlarına ulaştırılmaksızın kullanılmaktadır. Hatta kimi dallarda bu düşünceler o alanın temel verileri haline gelmiştir. Marx’ın büyüklüğü bu alanların önde gelenlerince çoğu kez içten içe bilinmekte ve kimi zaman itiraf da edilmektedir.
Marx’ın kapitalist toplumun temelini oluşturan kapitalist ekonomiyi çözümlemesi bu toplum düzeninin tarihsel olarak sınırlı ve geçici niteliğini kesin biçimde ortaya koymuş, yaşanan periyodik bunalımların da bunun belirtisi olduğunu tespit etmiştir. Esasen Ricardo’ya kadar olan burjuva iktisatçılar bu alanda önemli katkılar yapmış olmakla birlikte kapitalizmin temel sırlarını ortaya koyamamışlardır. Onlardan sonrakilerin ise esas kaygısı bu alanda bilimsel bilgiyi ilerletmek değil, kapitalist düzene mazeretler bulmak, gerçeği gizemlileştirerek örtmek olmuştur. Ekonomik bunalımlar da açıklanamayan sırlardan biriydi. Marx bu sırrı çözen ilk ve tek kişi olmuştur. Burjuva iktisatçılar ise esas olarak her bunalımdan sonra “artık bunalımların bittiğini” ilan etmekle meşgul olmuşlardır. Ancak her derin bunalım kaçınılmaz olarak bu konuda tek bilimsel açıklamayı getirmiş olan Marx’ı akla getirmektedir ve bu artan ölçüde böyle olmaya devam edecektir.
Sermayenin işçi sınıfının çalışma ve yaşam koşullarına yönelik olarak son çeyrek yüzyıldır yürüttüğü ağır saldırıya eşlik eden ideolojik taarruzun temel hedeflerinden biri her ne kadar Marx idiyse de, gerçekte kapitalizmin küresel gelişmesi Marx’ı her geçen gün daha da doğrulamakta ve onun adını bu vesileyle de daha fazla gündeme getirmektedir. SSCB’nin çöküşünü Marksizmin sonu gibi algılayanların ne büyük bir gaflet içinde oldukları artık çok daha açık biçimde görülmektedir. Tam tersine enternasyonalist komünistlerin o zamanlar tespit ettikleri gibi, Marx’ın öngörülerinin ve işaret ettiği sınıfsız toplumun gerçekleşme koşulları bugün çok daha fazla olgunlaşmıştır. Küreselleşme denilen olgu bunu çok berrak biçimde ortaya koymaktadır. Küreselleşme tartışmalarının revaçta olduğu 90’larda Manifesto’nun meşhur satırlarının herkesin diline düşmesi boşuna değildir. O satırlar gerçekte yazıldığı dönemden çok, muazzam derinlikte bir kavrayışla, aslında kapitalizminin gelecekteki, yani bugünkü halini tasvir ediyordu. Bu muazzam tahlil gücü Marx’ın sonuna kadar devrimci yöntemiyle henüz filizlenme aşamasındaki bir eğilimi teşhis edebilmesinden geliyordu. Bu bakımdan, Marx’ın son yıllarda yeniden gündeme gelmesinde kapitalizmin bunalımı kadar, bu gerçekliğin de önemli payı olduğunu unutmamak gerekiyor. Marx eskimek bir yana şimdi çok daha günceldir. Marx’a eski diyenlerin, ondan daha eski bir şey olan liberalizmi savunuyor olmaları kaba bir ikiyüzlülük ve çelişkiden başka şey değildir.
İşçi sınıfı devrimciliği
Ancak Marx’a büyüklüğünü veren fikir ve buluşların önemli bir boyutu, onun kendisini çağın gerçek devrimci sınıfı olan işçi sınıfına dayandırmış olmasıdır. Kimi yazarlar Marx’ın öğretisiyle onun işçi sınıfına bağlılığı arasındaki bağlantıyı koparmaya ve sınıf tarafgirliğinin bilimsellik vasfını zedelediği safsatasını yaymaya çalışırlar. Oysa Lenin’in de hatırlattığı gibi, “sınıf çatışması temeline dayanan bir toplumda ‘tarafsız’ toplumsal bilim yoktur.” Bu durumda sorun, özellikle toplumsal gerçekliği daha doğru anlamak için hangi sınıfın tarafından bakmak gerekir sorununa dönüşür. Burjuvazinin mi, küçük-burjuvazinin mi yoksa işçi sınıfının mı tarafından bakmak bizi doğru bilgiye daha çok yaklaştırır? Mevcut düzenin devamından çıkarı olan sınıfların temel kaygısının toplumsal gerçekliğin anlaşılması değil, mevcut düzenin korunması olacağını anlamak için âlim olmaya gerek yok. Ancak bu düzenden çıkarı olmayan bir sınıf, tümüyle özgür ve önyargısız bir yaklaşım için doğal zemin oluşturabilir. Bu sınıf, mülkiyetten dışlanmış ve zincirlerinden başka kaybedecek şeyi olmayan işçi sınıfıdır. Marx, yüce gönüllü ve duygulu küçük-burjuvaların aksine, işçi sınıfında yalnızca sefaleti, köleliği, düşkünlüğü gördüğü için değil, bunları ortadan kaldıracak potansiyele sahip yegâne sınıfı gördüğü için ona bağlamıştır. O nedenle de “işçi sınıfı ya devrimcidir ya da hiçbir şey” demiştir. Demek ki Marx’ın devrimci öğretisi, işçi sınıfından ve devrimci işçi sınıfı siyasetinden ayrı düşünülemez.
Marx bir devrimciydi ve bu onun en önde gelen özelliğiydi. Marx’ın cenaze töreninde Engels’in söylediği sözler bu noktayı açıkça vurgulamaktadır: “Marx her şeyden önce bir devrimciydi. Onun hayattaki gerçek misyonu kapitalist toplumun yıkılmasına şu ya da bu biçimde katkıda bulunmaktı… Kavga tam onun işiydi. Ve kimsenin aşık atamayacağı bir tutku, azim ve başarıyla kavga verdi.” Herkesin kendi meşrebine göre bir Marx algılaması olabilir, ama devrimci işçi sınıfı açısından Marx’ın anlamı burada yatmaktadır. Burjuvazi ve küçük-burjuvazi kendi meşrebine uygun bir Marx icat etmeye uğraşıyor. Onu büyük bir devrimci olmaktan çıkarıp salt saygın bir düşünür derekesine düşürmeye, bir akademik ikona çevirmeye, sözlerini çarpıtarak kapitalizmle uzlaştırmaya, hatta küreselleşme ideolojisinin bir elçisi haline getirmeye çalışıyorlar. Ama Marx’ı Marx yapan ve onun yüzyılı aşkın bir süredir, hakkında akıtılan sonsuz burjuva zehrine rağmen, bugün böylesine hatırlanmasını sağlayan şey onun tarihin gördüğü en büyük devrimcilerden biri olmasıdır.
Hacıyatmaz küçük-burjuva sosyalizmi
Ama burada önemli bir başka nokta var. Marx’ın öğretisinin ezici gücü zaman içinde ona alternatif olan rakipleri kaçınılmaz olarak safdışı etmiştir. Fakat Lenin’in de vaktiyle işaret ettiği gibi bu düşünce ve yaklaşımlar orijinal ve bağımsız halleriyle yenilgiye uğramış olsalar da, özlerini önemli ölçüde muhafaza ederek kendilerini Marksizmin kılığı altına soktular. Böylelikle Marksizmin gerçek devrimci özüne karşı mücadelelerini Marksizm kisvesi altında yürütmeye başladılar. Marksizm bir öğreti olarak 20. yüzyılın başında entelektüel zaferini kazanmış ve diğer sosyalist akımları bağımsız kimlikleriyle büyük oranda yenilgiye uğratmıştı. Ancak Marx’ın kurduğu devrimci geleneği gerçek anlamda sürdüren esas olarak Lenin önderliğindeki Bolşevizm oldu. Bunun dışında 20. yüzyılın başından bu yana Marksizm etiketiyle önümüze çıkan siyasal eğilim ve akımların tümü (Stalinizm, Maoculuk, reformizm, gerillacılık vb.) küçük-burjuva sosyalizminin bir türüydü. İşte Marksizmin yenilgisinden söz edenler esas olarak, Marksizmin özüne uymayan, ama Marksizm etiketine sahip olan bu tür eğilim ve akımları kendilerine ölçü olarak almaktadırlar. Şüphesiz değişen koşullarla birlikte bu eğilimler de değişim geçirmişlerdir. Ama onların özde Marksizm dışı olan karakterleri değişmeden kalmıştır. Türkiye’de küçük-burjuva sosyalizminin bu hacıyatmaz niteliği konusunda proleter devrimcilerin özellikle uyanıklık göstermesi gerekmektedir.
Marx her türlü küçük-burjuva sosyalizmine karşı amansız bir mücadele vermiş, bu tür darkafalı sosyalizm anlayışlarını kesin biçimde mahkûm etmişti. Mücadelesinde bilimsel ve tutarlı tek sosyalizm anlayışının işçi sınıfı sosyalizmi olduğunu böylece ortaya koymuştu. Bu anlayışlar bağımsız kimlikleriyle sahneden giderek çekilmek zorunda kaldılar ve kendine Marksist diyenlerin sayısı arttıysa da, Marksizmin doğru bir kavranışı 1800’lerin sonlarına kadar hayli sınırlı kaldı. Marx’ın en yakınındaki Wilhelm Liebknecht gibi kimselerin bile Marksizmden anladıkları çok sınırlıydı. Bu tür örnekleri gören Marx “ben Marksist değilim” demişti. Marksizmin devrimci proleter özüne uygun kavranışının nispeten yaygınlaşması, asıl olarak Rusya’da Lenin önderliğinde Bolşevizmin yükselişi ve Ekim Devrimiyle oldu. Ancak kısa sürede gerçekleşen bürokratik karşı-devrim süreciyle işçi iktidarının yıkılmasından sonra, özellikle devlet sosyalizmi biçimi altında küçük-burjuva sosyalizmi yeniden boy verdi. Öyle ki köylülüğe dayalı bir devrim anlayışını esas alan Maoizm bile kendini Marksist diye sunabildi. Ezcümle, bugün kendini Marksist olarak niteleyenlerin çoğu Marksizmin özüne uygun bir kavrayış ve konumlanış içinde değildirler.
Marx’ın mirasçısı devrimci işçi sınıfıdır
Marx yetişkin ömrünün büyük bölümünü ağır bir yoksulluk, mahrumiyet ve sağlıksız koşullar içinde geçirdi. Kendini düzene satsaydı böylesi bir deha şüphesiz en yüce ödüllerle düzen tarafından el üstünde tutulurdu. Marx’ın annesi “kapital hakkında yazmaya bu kadar uğraşacağına biraz kapital edinmeye baksaydı daha iyi olurdu” demişti. Kapital gibi insan düşüncesinin en büyük anıtlarından birini yaratan Marx, eserin yayınlanmasından elde ettiği gelirin onu yazarken tükettiği tütünün parasını bile karşılamadığını espriyle anlatırdı. Sonunda Marx’ın nispeten erken ölümüne neden olan da, bu ağır yoksulluk koşulları, ucuz kötü tütün tüketimi ve aşırı çalışma sonucu iflas eden ciğerleri olmuştur. Marx ve yoldaşı Engels sabırla, inatla işçi kitlelerini bilinçlendirmeye, örgütlemeye, onları öz güçlerinin farkına vardırmaya ömürlerini adadılar. Marxların, Leninlerin yaşantılarında “kahramanlık” öyküleri yok, destanlar yok. Bir duvarcı ustası gibi sebatla çalışmak var.
Ancak tarihin gördüğü en büyük beyinlerden biri olan bu deha, tüm hayatını işçi sınıfının davasına adadığı halde, Engels’in ifadesiyle “kimsenin aşık atamayacağı” bir tutku, azim ve başarıyla kavga verdiği halde, bugün Türkiye’deki sosyalist çevrelerin çoğunun bilinçli biçimde sivrilttikleri örnek devrimci tiplemeler arasında ne yazık ki Marx’ın en önde geldiğini söyleyemiyoruz. Üstelik bu akımların hepsi kendilerini Marksist olarak nitelendirmelerine rağmen bu böyle. Marx ya da Lenin’den ziyade, şüphesiz kendi koşulları içinde saygıya değer devrimciler olan Che Guevara, Deniz ya da Mahir tiplemesinin daha önde geldiğini görmekteyiz. Ölüme giden romantik devrimci tiplemesinin fedakârlığı, işçi sınıfının bilinç ve örgütlülüğünü yükseltmek için bir ömür boyu kahırla yapılan fedakârlık karşısında daha cazip gösterilmektedir. Bu devrimciler muhakkak ki saygıyı hak ediyorlar, düzenin saldırılarına, kara çalmalarına karşı sahiplenilmeyi hak ediyorlar. İşçi sınıfı devrimcileri bundan geri durmazlar. Ama proleter devrimci çizginin, yaşamları ve mücadele tarzlarıyla öne çıkartması gereken önderlerin Marx ya da Lenin türü önderler olması gerektiği de o denli açıktır.
Marx’ın da Lenin’in de mirasçısı işçi sınıfıdır, işçi sınıfı devrimcileridir. Marx’ı en iyi anlama şansına sahip olanlar da, kendilerine Marksist deseler bile, akademisyenler ya da küçük-burjuva sosyalizminin devrimcileri değil, ancak işçi sınıfı sosyalizminin enternasyonalist komünist devrimcileridir. Ancak onlar onun devrimci mücadelesinin ruhuna nüfuz edebilirler. Onu kuru bir akademik araştırma konusu yapanların ya da küçük-burjuva devrimcilerinin bu ruhu yakalamaları ve dolayısıyla Marx’ı hissedebilmeleri mümkün değildir.
Engels, Marx’ın mezarı başında yaptığı konuşmasını bitirirken, “onun adı ve eseri asırlarca yaşayacak” demişti. O sözlerin üzerinden bir asrı aşkın zaman geçti ve Marx hâlâ capcanlı. Dostlarına sonsuz bir enerjiyle gülümsüyor, düşmanlarına korku salıyor. Üstelik Marx’ın sınıfsız toplum öngörüsü henüz gerçekleşmemiş olduğu halde bu böyle. Varın siz geleceğin işçi iktidarında ve sınıfsız toplumunda yeni kuşakların Marx’a duyacağı minnettarlığı düşünün. Marx’ın 190 yaşına girdiği bugünlerde ise, dünyanın yeni bir kriz, savaşlar ve toplumsal mücadeleler dönemine girdiği artık herhangi bir şüpheye yer vermeyecek biçimde açık. Bakalım onun uğruna ömrünü adadığı işçi sınıfı ona 200. yaş gününde yeni proleter devrimler hediye etmiş olabilecek mi? İşçi sınıfı devrimcileri onun yolundan gitmeye ve kendi devrimini yapabilmesi için işçi sınıfını bilinçlendirme ve örgütlendirmeye ant içmiştir.
(Kaynak: Marksist Tutum dergisi, no:39, Haziran 2008)

Wednesday, June 18, 2008

TEŞKİLATLANMANİN BİRİNCİ ADDİMİ ŞURALARİN QURULMASİDİR


1-mücadeleci emekçilerimiz!günümüzde teşkilatlanmaq en acil görevimizdir,bu yönde birinci addim şuralari ve ya şuralar çerdegini qurmağdir,bizce teşkilatlanmaq işçiler,ekinciler habele bütün emekçilerin iş yerlerinde, ketlerde,mahellelerde iki iki, beş beş,on on irtibat saxlamğlari ve öz aralarinda coşan mücadelelerele başlana bilir,yoxsa bir qurup adini çekmek ve xalqi sadece o qurupun üyesi olmaqa davet etmek geçerli degil.

2-Mücadeleci emekçilerimiz!günümüzde işçiler, ekinciler,öyrenci ve bütün emekcilerimiz bir birinin mücadelelerinden himaye etmelidirler,tekce bu çeşitli mücadeleleri bir birile irtibat vermekle bir bütün işçi-emekci mücadelesine sahib ola bilirik,mesela bu bildirini yayimlandiği tarixde bütün işçi-emekciler ve başqa öyrenciler Zengan üniversitesindeki etirazlardan himaye etmelidrirler,ya Urmu kürepezxana işçilerin grevinden himaye etmek için bütün başqa işçi-emekci ve öyrenci quruluşlari beyaniye vermelidirler.Azerbaycan xalqinin harekati zencir kimi bir birine bağlanmalidir,emekci tebeqelerin bir birinin mücadelesinden himaye beyaniyesi yaymaqlari (sürekli olursa) çox güç qazanan bir hareketdir,bu hareket müxtelif emekcilerin bir birile mücadele prosesinde irtibat saxlamalarina yardimci olacaqdir.

3-mücadeleci emekcilerimiz!günümzde iran adlanan erazide yaşayan xalqlar arasinda Azerbaycan xalqi tekce silahlanmiş olmayan bir xalqdir,"bizim hareketimiz medeni bir hareketdir"diyenler,sonucda xalqi qetlgaha yönelde bilirler,burjuvazi ve onun çeşidli qollarila mücadele etmek için,biz emekciler indiden müselleh olmaliyiq,genclerimiz en azindan elde düzelinen bombalar ve mühteriqe mevadlarin nece tehiye olmasini öyrenmelidirler,fars faşizmi ve terrörist qruplarin nizami planlarindan agah olmaliyiq,eyer 50000000 Azerbaycanlinin eli silahsiz qalirsa,10000 silahli her kes(qisa sürede olsa)ona qalib gele bilir,yeni 21 Azerler,yeni Qarabağlar istemirik. Biz gerek xalqi, ve ne tekce bir örgütü(ya bir iddeni)silahlanmaya terqib edek, zamaninda xalqin qorxusunu mesela bir "Kokteyl Molotof"atmaqla tökmek mümkündür,genclerimiz başlamalidirlar.

4-Bizce milli mücadele,mücadelemizin bir hissesidir,bu mücadelenin önderligini işçi sinifi(tebeqesi) ve onun örgütü yapmalidir,yoxsa burjuvazi bu mücadelenin sonunda yene öz menafeini qorumaq için işçi- emekcileri ezecekdir,milli sorun(milli mesele) istismar sorununun bir hissesidir,şuralarin(çerdek olaraq)berpa olmasi,müxtelif emekci tebeqelerin bir birinin mübarzelerinden himaye etmesi ve ilişgi qurmalarini habele milli mücadelemiz doğrultusunda işçi tebeqesinin önderligini qazanmağimizi saxlayacaqdir,günümüzde dedigimiz nükteleri gerçekleşdirmek en acil vezifelerimizdendir.(18/6/2008)

ŞURAYİ DEMOKRASİYE DOĞRU

AZERBAYCAN ŞURALAR MÜCADELESİ

URMU KÜREPEZXANA İŞÇİLERİNİN MÜCADELESİ DEVAM EDİR

yetişen xebere göre Urmu kürepezxana işçilerinden 24 kişi tutulmuşdur,işçilerin mücadelesi ücretlerin yükselmesi için yene devam edir.

Bununla bütün Azerbaycan çalişqanlarini bu işçilerden himaye etmek için bir beyaniye yaymağa devet edib,tutuqlanan işçilerin serbest buraxilasini ve onlarin isteklerinin gerçekleşmesini hedef tuturuq.

AZERBAYCAN ŞURALAR MÜCADELESİ

Monday, June 16, 2008

ZENCAN ÖYRENCİLERİNİN İTİRAZİ ...




اعتراضات دانشجویان زنجان ادامه داردبغض فروخفته دانشگاه زنجان شکست، تحصن ادامه دارد




بعد از سه سال تحمل بي شرمي مدعيان عدالت، دانشجويان دانشگاه زنجان نگذاشتند به اسم دين بار ديگر مسولان مستبد دانشگاه به يک دانشجوي دختر تعرض کنند.اين بار نوبت معاونت دانشجويي دانشگاه زنجان ( دکتر مددي) ، همان کسي که چند روز پيش به عنوان دبير هيات نظارت حکم انحلال انجمن اسلامي دانشگاه زنجان را امضا کرد، بود تا يک دختر دانشجو را تحت فشار قرار دهد تا به وي تجاوز کند و در حالي که هنوز جوهر امضا حکم انحلال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان خشک نشده به خيال اين که در دانشگاه هيچ ديده بان مدني وجود ندارد و هيچ صداي مخالفي باقي نمانده يک دختر بي پناه را مورد اذيت و آزار قرار دهد. اما در ساعت 7 عصرروز شنبه 25/3/87 عده اي از دانشجويان دانشگاه به اتاق معاونت دانشجويي رفتند و نگذاشتند معاونت دانشجويي به خواسته پليد خود برسد. و تجمع سه هزار نفري دانشجويان در جلوي ساختمان مرکزي دانشگاه گواهي بر اين مطلب بود که دانشگاه هنوز زنده است. در اين تجمع که تا پاسي از شب نيز ادادمه داشت دانشجويان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن رياست دانشگاه در جمع دانشجويان يکصدا استعفاي کادر رياست دانشگاه را خواستار شدند.عده اي زيادي از دانشجويان دانشگاه زنجان شب را در سالن ورزش دانشگاه سپري کردند تا صبح با اضافه شدن باقي دانشجويان به جمع متحصنين، تحصن تا رسيدن به خواسته هاي دانشجويان که توسط شوراي متحصنين اعلام خواهد شد ادامه پيدا کند. ضمناً امتحانات يکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شد.اين چندمين بار است که مسولان مدعي صالحات، با سواستفاده از فضاي خفقان بوجود آورده اينچنين محيط پاک دانشگاه را آلوده به فساد مي کنند.انجمن اسلامي دانشگاه زنجان از تمام انجمن هاي اسلامي دانشگاههاي سراسر کشور و تمام تشکل ها و نهاد هاي مدني درون و بيرون دانشگاه مي خواهد که با حمايت خود از اين تحصن کمک نمايند تا دست مسولين مستبد آلوده به فساد از دانشگاه، مهد آزادي، کوتاه شود.-تصاوير و ويدئو مربوطه در لينکهاي مروبطه قابل روئيت است .اطلاعيه شماره يک شوراي متحصنين دانشگاه زنجان پيرامون مسائل رخ داده اخيرمتاسفانه صحن مقدس دانشگاه بار ديگر شاهد هتک حرمت دانشجويي و توهين به کل مجموعه دانشجو و دانشگاه بود. عصر روز شنبه 25 خرداد 87، معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه زنجان، در هنگام تعرض به يکي از دانشجويان دختر دانشگاه توسط عده اي از دانشجويان هوشيار دانشگاه غافل گير شد و در پي اين واقعه کليه دانشجويان بيدار دانشگاه زنجان بي درنگ و به صورت خود جوش با اقدام آغازين خوابگاه برادران اقدام به آغاز تجمع کردند و پس از همراه شدن دانشجويان دختر، در مقابل ساختمان مرکزي متحصن شدند. سپس با حضور رئيس دانشگاه متحصنين به سوي سالن ورزشي دانشگاه حرکت کردند و با حضور رئيس و معاونين او در سالن ورزشي دانشگاه، دانشجويان خواسته هاي خود را مطرح کردند که اين خواسته ها توسط شوراي متحصنين به شرح زير تبيين شد:(طبيعي است که اين خواسته ها در خواست هاي اوليه بوده و دانشجويان محق هستند به اين خواسته ها بيافزايند و يا از آن ها بکاهند.)1-لغو کليه امتحانات دانشگاه زنجان تا زمان اجراي کليه درخواست هاي دانشجويان2-مخفي ماندن هويت دختر قرباني اين حادثه غير اخلاقي و عدم پيگرد قانوني، چه در دانشگاه و چه در مراجع قضايي ديگر3-برکناري بي قيد شرط دکتر مددي، معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه4-برکناري هيئت رئيسه دانشگاه به خصوص رئيس دانشگاه5-پايان گرفتن برخورد هاي حراست با دانشجويان در محيط دانشگاه و خوابگاه ها و تعويض رئيس حراست6-بررسي مجدد همه ي پرونده هاي کميته انضباطي در دوره دبيري آقاي مددي ( لازم به ذکر است که دکتر مددي دبير کميته انضباطي دانشگاه زنجان بوده است.)7-به هيچ عنوان برخوردي با متحصنين چه در طول دوران تحصن و چه بعد از آن صورت نگيرد8-پايان گرفتن برخورد ها با تشکل ها، کانون ها و نشريات دانشجويي و قوميتيضمنا تحصن تا تحقق کامل تمام خواسته هاي دانشجويان ادامه مي يابد

AZERBAYCAN XALQİNİN İSTEKLERİ HANGİ KANALDAN YERİNE YETİRİLE BİLİR?